سنجش موفقیت در سئو کاری نسبتا پیچیده است که خیلی از افراد نمی توانند به درستی آن را انجام دهند.

علت این است که برای این کار شاخص کلیدی عملکرد (KPI) مناسبی در نظر نمی گیرند.

به همین دلیل در این مقاله می خواهم ۷ معیار کلیدی یا KPI را برای سنجش موفقیت در پروژه های سئو بیان کنم.

با من همراه باشید…

آپدیت ۱۵ فروردین ۹۸ – برای اطلاع از آپدیت بعدی، در خبرنامه عضو شوید.

KPI یا شاخص کلیدی عملکرد چیست؟

یک جمله معروف وجود دارد که می گوید :

برای اینکه بتوانید چیزی را اندازه بگیرید، باید آن را تعریف کنید و برای اینکه بتوانید چیزی را مدیریت کنید، باید آن را اندازه بگیرید.

در واقع اگر بخواهید یک فرآیند را مدیریت کنید و آن را بهبود بدهید، باید یک معیار یا شاخص برای سنجش نتیجه این بهبود دادن، انتخاب کنید. این گونه معیارها را KPI می گویند.

تعریف دقیق شاخص کلیدی عملکرد یا (KPI (Key Performance Indicator عبارتست از :

یک فاکتور قابل اندازه گیری که نشان می دهد یک کمپانی تا چه حد به اهداف خود رسیده است.

بنابراین بهتر است در کسب و کارمان تقریبا برای هر فرآیندی یک KPI تعریف کنیم و سئو هم از این قاعده مستثنی نیست!

در ادامه بیشتر درباره سئو و KPI های آن صحبت خواهم کرد…

چرا برای سئو باید KPI تعریف کنیم؟

نه تنها برای سئو، بلکه برای اکثر فرآیندهایی که در یک بیزینس انجام می شود، بهتر است یک KPI مناسب تعریف شود.

تعریف کردن KPI خصوصا در فرآیندهایی مانند سئو و بهینه سازی سایت که نسبتا مفاهیمی پیچیده هستند، به شما کمک می کند که با چراغی روشن در این مسیر تاریک قدم بردارید.

همچنین بهتر است در انتخاب KPI مناسب برای سنجش موفقیت در پروژه های سئو، از متد SMART استفاده کنید.

SMART مخفف ۵ کلمه زیر است که می گوید یک KPI مناسب باید این ۵ ویژگی را داشته باشد :

  • Specific : خاص
  • Measurable : قابل اندازه گیری
  • Attainable : قابل دستیابی
  • Relevant : مرتبط
  • Time-bound : مقید به زمان

اما واقعا انتخاب KPI یا شاخص کلیدی عملکرد چه فایده ای دارد؟!

انتخاب KPI مناسب در هدف گذاری صحیح به شما کمک می کند. به عبارتی اگر KPI مناسبی انتخاب کنید، به خوبی متوجه می شوید که هدف نهایی تان چیست و چه چیزی را در نهایت به عنوان فاکتور موفقیت یا شکست باید اندازه بگیرید.

از آنجایی که سئو فرآیندی فوق العاده پیچیده است و متاسفانه در ایران KPI های فوق العاده نادرستی را برای سنجش موفقیت آن در نظر می گیرند، حتما توصیه می کنم بخش بعدی مقاله را بخوانید تا بتوانید مناسب ترین KPI را برای خود انتخاب کنید.

۴ مورد از KPIهای نادرست برای سنجش موفقیت در پروژه های سئو

قبل از اینکه KPI های مناسب برای سنجش موفقیت در سئو را معرفی کنم، قصد دارم به چند مورد از بدترین KPIهایی که معمولا کارفرما و یا حتی برخی از سئوکارها انتخاب می کنند بپردازم.

اگر به هر دلیلی این موارد را معیار سنجش موفقیت خود قرار داده اید، بهتر است هرچه سریع تر تجدید نظر کنید(!) :

۱/ رتبه الکسا

بدترین فاکتوری که معمولا به عنوان KPI یک پروژه سئو انتخاب می شود، رتبه الکسا وب سایت می باشد!

الکسا به هیچ عنوان(!)، تاکید می کنم به هیچ عنوان، ربطی به سئو ندارد. الکسا صرفا یک ابزار برای تخمین میزان بازدیدکننده وبسایت ها بوده که فاقد هرگونه اعتبار خاصی است.

درضمن حتما می دانید که الکسا چقدر ساده توسط برخی روش های متقلبانه بهبود پیدا می کند! کافی است در گوگل عبارت «افزایش رتبه الکسا» را جستجو کنید و ببینید چه کسب و کارهایی مختفی فقط برای افزایش فیک رتبه الکسا ایجاد شده اند!!

رتبه الکسا ، kpi نامناسب برای سنجش موفقیت در سئو
اگر واقعا فکر می کنید رتبه الکسا برای شما آورده ای دارد، چرا برای سئو هزینه می کنید؟!
به این وبسایت ها مراجعه کنید و پول خود را دور بریزید…

بنابراین اگر KPI خود را رتبه الکسا قرار داده اید، شک نکنید که به احتمال زیاد به خواسته خود می رسید اما تغییری در پیشرفت کسب و کارتان حس نمی شود 😊

۲/ رتبه اول گوگل برای کلمات کلیدی اشتباه 

برخی از کارفرماها اصرار دارند که رتبه ۱ گوگل در یک سری کلمات اشتباه را به آنها تقدیم کنیم! در اینجا سه موضوع مطرح می شود ؛

اول اینکه، به هیچ عنوان هیچ سئوکاری نمی تواند تضمین رتبه ۱ گوگل به شما بدهد! اگر چنین تضمینی بدهد، شک نکنید که کاسه ای زیر نیم کاسه است! (بد نیست مقاله «دروغ های سئو» را بخوانید، خودتان متوجه می شوید.)

دوم اینکه، در این شرایط کارفرما معمولا اصرار خاصی بر روی یک سری کلمات دارد که واقعا برای کسب و کار او مناسب نیست و آورده ای ندارد! در واقع کار تحقیق کلمات کلیدی وظیفه متخصص سئو است نه کارفرما !

سوم اینکه، فکر نکنید رتبه ۱ گوگل همه چیز است! گاهی اوقات بنا به تشخیص متخصص سئو، شاید واقعا نیاز به رتبه ۱ در برخی کلمات نداشته باشید و صرفا حضور در صفحه اول کافی باشد. پس لطفا تا حدی دانش متخصص سئو خود را قبول داشته باشید !

مشکل بزرگی که معمولا در انتخاب چنین KPIی پیش می آید این است که پس از مدتی که بر فرض سایت کارفرما در کلمه مدنظر به رتبه ۱ رسید، سودآوری خاصی مشاهده نمی شود و اینجاست که کارفرما به سئو و کل دیجیتال مارکتینگ بدبین می شود و فکر می کند شما کار خود را به خوبی انجام نداده اید! (حالا بیا و درست کن:))

۳/ دامین آتوریتی ، پیج آتوریتی

برخی از کارفرماهایی که کمی بیشتر درباره سئو اطلاع دارند، گزاره های درست و نادرستی درباره دامین آتوریتی و پیج آتوریتی شنیده اند و فکر می کنند این دو پارامتر خیلی مهم است! گاهی اوقات تصور می کنند دامین آتوریتی هرچه بیشتر باشد، رتبه سایت در گوگل بیشتر و فروششان بیشتر خواهد شد! در صورتی که اصلا چنین نیست.

دامین آتوریتی هیچ ربطی به گوگل ندارد و صرفا یک پارامتر تخمینی ارائه شده از سمت سایت Moz می باشد.

شاید بتوان دامین آتوریتی را به عنوان یکی از عوامل موثر در رتبه بندی در نظر گرفت، اما هیچوقت نمی توان آن را به عنوان یک KPI مناسب برای سنجش موفقیت در سئو انتخاب کرد.

۴/ تعداد بک لینک ها

برخی افراد هم درباره سئو فقط لینک بیلدینگ را شنیده اند و تصور می کنند سئو یعنی ساخت لینک های بیشتر، در حالی که قطعا می دانید چقدر این موضوع غلط و اشتباه است!

بسیاری از سایت های ایرانی در حوزه های مختلف، برای رشد حتی نیاز به لینک سازی هم ندارند و اگر هم داشته باشند، این تعداد لینک نیست که رتبه سایت را مشخص می کند، بلکه کیفیت آن مهم است.

بنابراین به هیچ عنوان نباید چنین فاکتور نامعتبری را به عنوان KPI  خود قرار بدهید!

۷ مورد از KPIهای درست برای سنجش موفقیت در سئو

در این بخش می خواهم ۷ مورد از KPI های مناسبی را که می توان از آنها برای سنجش موفقیت در سئو استفاده کرد، معرفی کنم.

حتما توجه کنید که قبل از اینکه بخواهید برای یک پروژه سئو KPI تعریف کنید، باید ۲ نکته زیر را درنظر بگیرید :

  • از یک KPI تنها استفاده نکنیم و چند معیار را با هم درنظر بگیریم.
    به عنوان مثال اگر فقط KPI خود را تعداد کلیک تعیین کنید، ممکن است در کسب و کارهای فصلی این فاکتور مناسب نباشد!
  • به نوع کسب و کار توجه کنیم و سپس برمبنای آن KPI تعریف کنیم.
    به عنوان مثال برای یک وبسایت خبری، بازدید مهم است و برای یک وبسایت فروشگاهی، فروش. پس باید با توجه به این موارد برای آنها به ترتیب تعداد کلیک و تعداد فروش را به عنوان KPI تعریف کرد.

اکنون با توجه به ۲ نکته بالا، می توانید یک یا چند مورد از موارد زیر را به عنوان KPI برای سنجش موفقیت در پروژه های سئو خود تعریف کنید :

۱/ تعداد کلیک (Clicks)

سئو تقریبا به طور مستقیم با افزایش ترافیک وب سایت همراه است. شما در هر کلمه ای افزایش جایگاه داشته باشید، به طور طبیعی ترافیک ورودی به سایت شما نیز افزایش پیدا می کند. بنابراین می توان تعداد کلیک های دریافتی از گوگل را به عنوان یک KPI مناسب تعریف کرد.

اما همانطور که پیش تر طی ۲ نکته گفتیم، بهتر است یک KPI را به تنهایی انتخاب نکنیم، چرا که در این مورد یک باگ ممکن است پیش بیاید!

اگر یک کسب و کار فصلی داشته باشید، در یک بازه زمانی تعداد بازدید یا Impression ممکن است به شدت افت کند و به همان نسبت تعداد کلیک ها هم کاهش خواهد داشت. در این حالت شما ممکن است فکر کنید که در سئو شکست خورده اید، اما در حقیقت این موضوع ربطی به نحوه فعالیت شما ندارد. (شاید هم داشته باشد!)

۲/ نرخ کلیک (CTR)

بهتر است در کنار تعداد کلیک، نرخ کلیک یا CTR را هم به عنوان KPI تعریف کنید.

نرخ کلیک باگ و مشکلی که در مورد قبلی توضیح دادم را برطرف می کند، چرا که اگر کسب و کار فصلی داشته باشید و با افت ایمپرشن تعداد کلیک هم کاهش یابد، نرخ کلیک نسبتا ثابت است و این نشانگر این است که شما فعالیت های سئو را به خوبی انجام داده اید.

البته اگر نرخ کلیک هم افت پیدا کند، احتمال دارد که واقعا در سئو شکست خورده باشید!

تعداد کلیک و نرخ کلیک ، kpi مناسب برای سئو
تعداد کلیک در کنار نرخ کلیک می توانند یکی از بهترین KPI ها برای سنجش موفقیت در پروژه های سئو باشند.

۳/ میانگین جایگاه در کلمات کلیدی هدف (Average Position)

همانطور که در مقاله «بهترین روش انتخاب کلمات کلیدی مناسب» گفتم، بهتر است که با همفکری کارفرما به یک لیست کلمات کلیدی هدف برسید.

از آنجایی که معمولا هدف اکثر پروژه های سئو افزایش رتبه در کلمات کلیدی تعیین شده می باشد، توصیه من به شما برای انتخاب یک KPI مناسب، میانگین جایگاه کلمات هدف در گوگل است.

در ابتدای شروع پروژه، جایگاه یا Position تمامی کلمات کلیدی هدف را در نتایج گوگل استخراج کرده و میانگین آنها را بگیرید. در انتهای پروژه هم همین کار را مجدد انجام دهید. اگر این عدد افزایش داشت، یعنی شما به خوبی سایت را برای موتورهای جستجو بهینه سازی کردید.

۴/ افزایش میزان فروش

برای وبسایت های فروشگاهی، بهترین KPI میزان فروش است، چرا که کارفرما معمولا تاثیر این KPI را به خوبی می تواند در کسب و کار خود حس کند.

البته شاید با خودتان بگویید که اگر نرخ تبدیل سایت بهینه نباشد، سئو کردن نمی تواند فروش را افزایش دهد و این KPI مناسبی نیست، اما احتمالا یک نکته را فراموش کرده اید!

حتی اگه به عنوان مثال نرخ تبدیل یک وبسایت ۰/۰۰۱ و تعداد بازدید ماهانه آن ۱۰۰۰ باشد، باز هم اگر شما تعداد بازدید آن را به ۲۰۰۰ برسانید، فروش دوبرابر شده است!

البته یادتان نرود که بهینه سازی نرخ تبدیل هم تا حدودی به کار متخصص سئو مربوط می شود. 😊

۵/ تعداد پرشدن فرم تماس یا تماس تلفنی

مدل بیزینس برخی از کسب و کارها به گونه ای است که از وبسایتشان صرفا تماس تلفنی یا پر کردن فرم تماس می خواهند. درمورد این نوع کسب و کارها یکی از بهترین KPI ها، تعداد همین فرم های تماس یا تعداد تماس تلفنی می باشد.

معمولا در این موارد کارفرماها می خواهند به اصطلاح «زنگ خورشان زیاد شود» و اتفاقا این موردی است که خیلی خوب می تواند به یک KPI مناسب تبدیل شود.

۶/ KPIهای نسبی

اگر اطلاعات کارفرمایی که می خواهید پروژه سئو وی را انجام دهید از سئو و به طور کلی دیجیتال مارکتینگ زیاد است، می توانید از موارد زیر هم به عنوان KPI های نسبی استفاده کنید :

  • سرعت ایندکس صفحات سایت (Index Rate)
  • زمان حضور کاربر در صفحه (Average Session Duration)
  • نرخ پرش (Bounce Rate)
  • بازدیدکننده های بازگشتی (Returning Visitors)
  • میزان جستجو نام برند (Brand Search)

علت این که گفتم حتما این KPI ها را فقط برای سازمانی به کار ببرید که اطلاعات خوبی از دیجیتال مارکتینگ دارد این است که این گونه فاکتورها معمولا فقط به سئو وابسته نیستند.

به عنوان مثال میزان جستجو نام برند کاملا به جنبه های مختلف کسب و کار بستگی دارد یا حتی بازدیدکننده های بازگشتی کاملا به تجربه کاربری و کیفیت ارائه خدمات آن کسب و کار بستگی دارد.

بنابراین فقط این KPI ها را برای کارفرماهایی استفاده کنید که از این موارد اطلاع دارند و خودتان را برای باقی کارفرماها به دردسر نیاندازید!

۷/ KPIهای فنی

اگر کارفرما یا سازمانی که پروژه سئو آنها را قبول کرده اید، اطلاعات کامل و ۱۰۰%ی از سئو دارند، می توانید KPIهای زیر را هم برای آنها به کار ببرید :

  • HTML Improvement
  • Mobile Usability
  • Index Stat
  • Crawl Errors
  • Structured Data
  • GTMetrix
  • Light house

علت این موضوع این است که کارفرماهایی که اطلاعات کمی در این حوزه دارند، معمولا نمی دانند تاثیر برطرف کردن خطاهای مربوط به کراول کردن، افزایش سرعت سایت یا بهینه کردن برای گوشی های موبایل تا چه حد زیاد است!

خب دوستان، این مقاله هم به اتمام رسید. مثل همیشه منتظر نظرات ارزشمند شما هستم!
در ضمن خوشحال میشم اگر این مقاله رو در شبکه های اجتماعی (خصوصا توییتر و لینکدین) به اشتراک بذارین.
راستی عیدتون هم مبارک!

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *